
كساني كه پيگير اخبار روزانه هستند لابد از ماجراي ننگ آور دانشگاه زنجان باخبرند. ماجرايي كه در اين زمانه ي غريب نه اعجاب آور، نه بي نظير و نه حتا كم نظير است، زيرا از چهار گوشه ي اين سرزمين آنقدر شرح اينگونه كثافت كاري هاي مشميزكننده را شنيده و مي شنويم كه ديگر پوسته ي احساس مان زيادي كلفت و رگ غيرت مان تقريبن خشكيده است.


از بدو روی کار آمدن دولت نهم مهمترین شعار این دولت و رییس اش مبارزه با «مافیای اقتصادی»بود. احمدی نژاد کوشید از این شعار مستمسکی برای کوبیدن رقبای درون حکومتی اش بسازد و موفق هم شد به حیثیت رقبايش خدشه هاي جبران ناپذیري وارد کند اما در نهايت از این آتش آبی برای وی و طيف متبوع اش گرم نشد. اکنون موضوع فساد ریشه دار در همه ارکان حکومتی، نقل محافل و مجالس در همه سطوح اجتماعي است. دولت نهم با همان انگيزه اي كه بدان اشاره كردم این پروژه را استارت زد اما سرنخ موجي كه در جامعه در حال شكل گيري است ديگر در اختيار دولت و يا رييس جمهوري اسلامي نيست.

حدود پنج ماه قبل كه باراك اوباما در ايالت آيوا رقيب درون حزبي اش را پشت گذاشت در مقاله اي به ارزيابي فضاي سياسي ايالات متحده و «آنچه كه به نفع ماست» پرداختم. در مقاله مورد اشاره، پيروزي اوباما بر كلينتون را گمانه زني كرده بودم. اكنون نيز معتقدم به درازا كشيدن رقابت بين دو كانديداي دمكرات و روي آنتن بودن شان، تاكتيكي كارساز از سوي استراتژيست هاي حزب دمكرات بوده است. زيرا در چند ماهه اخير توجه مردم آمريكا به اوباما و كلينتون جلب شد. حال اگر اوباما هيلاري كلينتون را به عنوان معاونش برگزيند شانس موفقيت دمكرات ها باز هم افزايش خواهد يافت.

وضعیت اجتماعی در کشورمان اسفبار است بطوریکه هر روز بیش از پیش در باتلاق بحران فرو می رویم. من در این وبلاگ کمتر از نوشته ها و مقالات دیگران استفاده می کنم. اما نوشتار ذیل را بخاطر آمار تحقیقی و مستند موجود در آن درج می کنم تا دریابید کشوری که دولتمردانش مدعی «مدیریت جهانی» هستند کشوری که بگیر و ببند در آن بیداد می کند تا به زعم خود پایه های اخلاقیات را مستحکم کنند امید به زندگی در نازل ترین حد خود قرار دارد ناهنجاری های اجتماعی نهادینه شده و هر روز گسترش می یابد. این همان کشوری است که حاکمیت اش مدعی حصول انسان ها به دنیا و آخرت بطور توامان است اما آمار پیرامون مسایل اجتماعی چیز دیگری می گوید اینطور که پیداست دنیا و آخرت نه تنها توامان حاصل نشده است بلکه «خسرالدنیا و الاخره» هم شده ایم! بیش از این مقدمه چینی نمی کنم نوشتار تحقیقی فوق به حد کافی روشن و مستدل هست.
امید به زندگی در ایران
از: زهرا فدایی
وقتی که واقعیت زیستی پی در پی، انسان را پس می راند و بر زمین می زند، چگونه می توان در چنبره ای از فقدان آگاهیهای لازم به زندگی، دلبسته و امیدوار بود؟
چندی پیش در خبرها آمده بود که یک دانشجوی مقطع دکترا پس از شنیدن جملهای با این مضمون از سوی استادش که: چرا زندهای؟ خود را با سیانور کشت.
عدم امیدواری به زندگی یکی از ریشهایترین مواردیست که تاکنون کمتر در حوزهی آسیبشناسی اجتماعی به آن پرداخته شده است.

ریاست لاریجانی بر قوه مقننه در راستای اتخاذ تاکتیک تازه و زیرکانه جناح تمامیت خواه موسوم به اصولگرایان است تاکتیکی که باید آنرا پروژه عبور از احمدی نژاد خواند. طی سه سال گذشته دولت نهم چنان بد مستی هایی کرده که علی الظاهر جناح متبوع اش هم به این نتیجه رسیده است تنها راه دوام شان در قدرت، کنارگذاشتن احمدی نژاد و تعرفه پدیده ای جدید است تا شاید باز بتوانند افکار عمومی را به جایی که می پسندند ببرند و حاکمیت مطلق شان را تداوم بخشند.
اینهم انتهای ماراتنی که از نوشتن شروع شد، بله باور کنید نوشتن یک مقاله انتقادی،که نهایتا منجر به محکومیت ام شد. از واژه ی انتها استفاده کردم به خاطر اینکه قصد تجدید نظر ندارم. قصد خیلی از کارها را هم ندارم و در عوض از این پس خود را بیش از پیش به بسیاری از امور ملتزم می دانم. لازم به توضیح است این حکم امروز از طریق پست به منزلم ارسال شد.
محکومیت علی انجم روز روزنامه نگار گیلانی
علی انجم روز روزنامه نگار و وبلاگ نویس گیلانی در خصوص اتهام دایر بر «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» توسط دادگاه جزایی شعبه 109 به جریمه نقدی بدل از شلاق محکوم شد. در حکم محکومیت وی قید شده که دادگاه به خاطر عدم سوپیشینه کیفری برای انجم روز تخفیف قایل شده است.
علی انجم روز از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی استان گیلان به خاطر شکایت استانداری گیلان محاکمه و محکوم شده است. وی در مقاله ای که در وبلاگ شخصی اش (شیرخفته) منتشر کرد از عملکرد مدیران ارشد استان از جمله سردار سرتیپ علی عبداللهی استاندار سابق گیلان و استاندار فعلی سمنان به شدت انتقاد کرده بود.
دادگاه دفاعیه مکتوب علی انجم روز را «بلاوجه و غیر موثر» شمرده و در رای خود «بزهکاری» وی را مسجل خوانده است. «محکمه با مستفاد از ماده 698 ق.ت.ا.و و با رعایت بند 5 ماده 22 ق.م.ا. بلحاظ فقد سابقه محکومیت کیفری مشتکی عنه وی را محکوم کرده و به وی 20 روز جهت درخواست تجدید نظر فرصت داده است.»
لازم به توضیح است چندی قبل حکم محکومیت آرش بهمنی روزنامه نگار دیگر گیلانی در دادگاه تجدید نظر استان تایید و به اجرای احکام ابلاغ شد.
اینهم آدرس مقالات مربوطه، از جمله مقاله ای که باعث شکایت استانداری گیلان علیه من شد:
http://shirekhofteh.blogfa.com/post-79.aspx
http://shirekhofteh.blogfa.com/post-89.aspx
http://shirekhofteh.blogfa.com/post-119.aspx
عکس هایی که در این پست و پست های دیگر تحت عنوان «عکس های جورواجور» می گذارم هیچ ارتباطی بهم ندارند. تنها رابطه شان اینست که در کامپیوترم آرشیو شده اند. چون فکر می کنم دیدن و داشتن این تصاویر برای تان جالب است در وبلاگ می گذارم.
ضمنن اگر درباره ی تصاویر نظری دارید بفرمایید

| Jonamoos Browser (آنتی پروکسی قوی) |
|
|---|