
من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه ی طوبا و قصر حور
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت ست
گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم
هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمی کنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم
این تقویم تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت ست
من ترک خاکبوسی این در نمی کنم

چندی قبل که محمد ابطحی عضو شورای مرکزی «مجمع روحانیون مبارز تهران» به رشت آمده بود وقتی توسط دکتر رمضان پور به
عنوان «روزنامه نگار» به وی معرفی شدم گفت:خیلی جالب است در تهران هم روزنامه نگار گیلانی زیاد داریم و سپس سوالاتی درباره تعداد نشریات استان و شکل انتشارشان پرسید. در آن جلسه که نشست شورای ائتلاف اصلاح طلبان با معاون رییس جمهور سابق بود کلامی درباره ی فشار علیه ی روزنامه نگاران گیلان گفته نشد.

عصرما عصرفریبه ، عصر اسمهای غریبه
عصر پژمردن گلدون، چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه، وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده، قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطی شقایق، بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا، من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده، پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده، لبای بدون خنده
چشما خونه سواله، مهربون شدن محاله
نه برای عشق میلی ، نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق، بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا، من و تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل، از من و تو بشه غافل
قایق و با هم میرونیم، اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش، نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش، نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست، مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه، کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا، وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
از نظر خودم این توضیح ضروری نیست! اما برخی از کم ظرفیت های عرصه سیاست سبب شدند توضیح در
اینباره ضرورت یابد. بی گمان اگر تماس برخی از دوستان و در واقع پادرمیانی شان نبود هرگز در این رابطه خود را ملزم به توضیح دادن نمی دانستم. و اما اصل مساله اینست که من «علی انجم روز» متولد و ساکن رشت مدیر وبلاگ «شیر خفته» هستم ومسوولیت هیچ سایت و وبلاگ دیگری بر عهده ام نیست. برخی از غرض ورزان که در همه ی این سال ها عادت کرده اند، بزنند و بتارانند بی آنکه متقابلا ضربه ای نوش کنند علی الظاهر فعالیت رسانه ای چند جوان آگاه و کوشا طاقت شان را طاق کرده است. لذا امان بریده، شمشیر بر باد کشیده، دست شان به آنان نرسیده، امثال مرا متهم می کنند اما در عمل دیدند بنده نیز با هیچ هارت و پورتی کوتاه بیا نیستم و یک جورهایی از این اتهام بدم هم نمی آید! و کلا هم امکان ندارد هیچ کنشی را بی واکنش بگذارم به عوامل و راه های دیگری متشبث شدند.
در ادامه نوشتار را به طور کامل ملاحظه کنید
هفته ی گذشته در جلسه ی ائتلاف اصلاح طلبان گیلان با یکی از سران جبهه ی اصلاحات، از هر دری سخن به میان آمد. افراد حاضر در جلسه که هر کدام کوله باری از تجربه و دانش سیاسی را به دوش می کشند نظرات و دیدگاه های شان را با این شخصیت مطرح و سرشناس که باید او را سید خندان شماره ی دو اصلاحات نامید در میان گذاشتند. انصافا هم دیدگاه ها و نظرات اغلب دوستان کارشناسانه بود. این بدان معنا است که آرام آرام داریم از گذشته های دور و نزدیک درس و عبرت می گیریم.
در ادامه مقاله را کامل بخوانید

وقتی که گل در نمیاد
سواری اینور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه
وقتی که بارون نمیاد
ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه
حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم
خوبیه ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دشمنیا مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود
|
|

ایران پروتکل منع تولید و توسعه سلاح های هسته ای را امضا کرده بنابراین ملتزم به همه الزامات آژانس انرژی هسته ای است. همه ی اعضای آژانس حق دارند از انرژی هسته ای البته بطور صلح آمیز استفاده کنند. اما نکته ظریف مساله اینست که اعضا حق پنهان کاری ندارند و هر گامی که برای دستیابی به انرژی هسته ای برمی دارند می بایست به اطلاع آژانس برسد از طرفی آژانس نیز موظف است به اعضا برای رسیدن بدین مقصود کمک کند. پروسه ی غنی سازی اورانیوم، که از مواد حاصله از آن به عنوان سوخت نیروگاه های هسته ای استفاده می کنند، جزیی از پروسه ی هسته ای شدن است. لذا هر اقدامی برای غنی سازی اورانیوم می بایست با اطلاع آژانس باشد.

دانشجویان وجدان زنده جامعه اند. دانشجو نه دولتمرد است و نه سیاستمدار. او شاخک حسی جامعه است. هر عضو از اندام جامعه که به درد آید ناله و آخ اش را باید از دهان دانشجویان شنید. از همین روست که دهان دانشجو با درد آشناست دردهای کوچک و بزرگ،علاج و لاعلاج.
غم نان کارگران،غصه آبروی معلمان،اندوه حقوق بانوان و... در سینه دانشجو محبوس است. دانشجو نماینده ی طبقه و صنف خاصی نیست. آینه ای است پاک و زلال که می توان جامعه، در آن دید.
دانشجو همه روزهای سال دردهای جامعه را به دوش می کشد و حتا فریادشان می زند اما جامعه فقط یک روز، روزی که مزین به نام اوست همراه و همدردشان خواهد شد؟

هوگو چاوس رییس جمهور عوام گرای ونزویلا در رفراندومی که دو روز قبل برگزار کرد شکست سختی خورد. او به غلط درباره ی پایگاه مردمی اش دچار توهم شده بود توهمی که خاص قدرتمداران خود بین است. همان خودبینی که نهایتا باعث زوال شان می شود.
در ادامه ی مطلب مقاله را کامل بخوانید

| Jonamoos Browser (آنتی پروکسی قوی) |
|
|---|