

چندی قبل محمد جواد(اردشیر)لاریجانی _ که اگر او را از سلک اصولگرایان بدانیم بی شک از فرهیختگان شان است _ از رییس جمهور و دولتش در قالب توصیه ای، بطور ظریف انتقادی کرد که بسیار فیلسوفانه و دیپلمات مابانه بود. لاریجانی که اخویش از معدود معتدلین خردگرای دولت نهم است به دولتمردان نصیحت کرد بیشتر اندیشیدن و «فکر» کردن را هم در میان کارهای روزانه شان بگنجانند و صراحتا به احمدی نژاد انذار داد شب و روز دویدن بدون تفکر، نه تنها ثمری ندارد بلکه می تواند مضراتی هم برای ملک و ملت بدنبال داشته باشد.(نقل به مضمون) لاریجانی در ادامه به وزراء یادآوری می کند که «تفکر»، خود از زمرۀ مهمترین کارهاست لذا از فکر کردن غافل نشوند. لاریجانی _ البته به سبک و سیاق محافظه کارانه خود _ انگشت روی نقطه ای گذاشت که در یکسال و نیم اخیر کمتر منتقد اصلاح طلب دولت بدان پرداخته است.
امروزه همه درباره «معضل هسته ای ایران» سخن می گویند. این مساله به چالشی بزرگ میان ایران و غرب (که اخیرا چین روسیه و کشورهای مطرح غیر متعهد ها هم به آنها اضافه شده اند) تبدیل شده است. چالشی که هم در سطح بین المللی بسیاری از امور را به سایه رانده و هم در داخل کشور ما همه مسایل مبتلابه جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. این طناب کشی سیاسی از چنان حاشیه هایی برخوردار است که اصل موضوع به عمد و یا به سهو در میانش گم گردیده است. دو طرف مدت ها است که دیگر نقطه عزیمت بحران را از یاد برده اند. و هر طرف گویی این بحران را چون ودیعه ایی از غیب می داند، که دمیدن روز افزون بر آتشش مسایلی که هر یک از طرفین با آن درگیر هستند را، موقتا هم که شده از اذهان خواهد زدود.


پس از كش و قوس هاي فراوان، بالاخره «سردار» قاليباف در سمت شهرداري تهران ابقا شد. طبق اخباري كه در هفته هاي اخير، نقل محافل سياسي، سايت ها و مطبوعات بود دولت و در راس آن، «دكتر» احمدي نژاد كوشيدند جلوي مقدر شدن اين تقدير را بهر نحو ممكن، بگيرند تا رقيب درون جناحي شان از سنگري مستحكم محروم شود. حتي حاضر بودند سفارت و يا مديريتي دور از مركز را، براي نيل بدين مقصود هزينه كنند.

بسیاری معتقدند روزنامه نگاری را در این مُلک آخر و عاقبتی نیست. این پیشه، تیشه به ریشه پیشه ورانش می زند. عرصه اطلاع رسانی برای سکاندارانش یعنی خبرنگاران و روزنامه نویسان و همه آنانی که این چرخ هزار دنده را می چرخانند چون شیب صخره ایست که دیواره اش را به صابون، صیقل داده اند! ازهمین روست که این پیشه را هم ردیف کار در معدن و بسا دشوارتر از آن شمارده اند.
پس از تأخیری دو ماهه چند روز مانده به برگزاری جشنواره مطبوعات با نشریات تماس گرفته شد و از اهالی قلم دعوت به عمل آمد تا در پنجمین جشنواره مطبوعات استان شركت كنند.
این جشنواره یك تفاوت عمده با جشنواره های پیشین داشت و آنهم، عدم برگزاری نمایشگاه مطبوعات بود. البته این نقصان بیش از آنكه متوجه اداره كل ارشاد باشد مسئولیتش بر عهده خانه مطبوعات استان است. زیرا هزینه ي مربوط به ارشاد يعني تأمین جوایز، در نظر گرفتن مكان مناسب و انجام تبلیغات از جمله كارهایی است كه هر ساله اداره ارشاد جهت برگزاری جشنواره، كم یا زیاد بالاخره انجام می دهد امسال هم از قضا در بخش جوایز بیش از دوره قبل هزینه شد و اگر بخواهیم منصفانه به ارزیابی این واقعه فرهنگی بپردازیم نمی توانیم تلاش مدیریت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را نادیده گرفته یا آنان را به كم كاری متهم كنیم.
متأسفانه اگر بخشی از كار در شأن و حد و اندازه مطبوعات استان نبود، دلیل عمده اش بی برنامگی متولی رسمی این رخداد فرهنگی یعنی خانه مطبوعات گيلان است. مسئول خانه مطبوعات هم، در سخنراني اش در ابتداي جلسه، كه انتظار مي رفت بيلان كار خود و همكارانش را ارايه دهد توضیح نداد كه به چه دلیل بخش مهمی از جشنواره كه اساساً جشنواره را از مسابقه متمایز می كند حذف شد! در صورتی که برگزاری جشنواره ها اعم از مطبوعاتی و یا در زمینه های دیگر، فقط به خاطر بخش مسابقه و دادن جوایزی به برترین ها برگزار نمي شوند جشنواره فرصتی است تا مردم با صنفي خاص و حوزه كاری ش از نزدیك آشنا شوند.
جشنواره ای كه غایب بزرگش مخاطبان نشریات یعنی ارباب واقعی جراید هستند ديگر نمی تواند این عنوان را یدک بكشد و در حد یك مسابقه تنزل خواهد كرد.
البته چگونگی برگزاری مسابقه هم به ذوق و سلیقه متولی اصلی اش باز می گردد بدین معنی كه با آوردن یك گروه موسیقی و همچنین دعوت از فرهیختگان استان مثلاً شعرا و خواندن آثار و كارهایی از این قبیل است كه رخدادی را مزين به عنوان «جشن» واره خواهد كرد. و گرنه کدام جشن، كدام واره؟!
برای ما در زمانه ای كه دولت بقول معروف حرف خورش مَلس است شاید راحت تر باشد همه كاستی ها و كج سلیقگی ها را، به گردن مدیران دولتی بیندازیم اما قضاوت های ناصواب هر انسانی را از اعتدال خارج خواهد كرد مگر نه اینكه اعتدال، رعایت عدالت در قضاوت است؟ بنابراین به نظر نگارنده حداقل اینبار و در این مورد خاص، مدیران دولتی و دستگاه فرهنگی استان به وظایف شان در حد مطلوب عمل كردند. و اگر كار آنچنان كه باید و شاید چنگی به دل نمی زد بخاطر كج سلیقگی همكاران محترم مان در خانه مطبوعات بوده است.
عدم طرح انتقادات هم نه تنها كمكی به ساماندهی و ارتقای امور نخواهد كرد بلكه امور را مشمول مرور زمان كرده و ایرادات نيز بخاطر نپرداختن و ارزیابی نشدن شان باز مجال مكرر شدن خواهند یافت. در صورتی كه اگر به بهتر شدن فردا نسبت به امروز، معتقدیم بایستی دیروز و امروز و وقایع گذشته و حال را، همواره مد نظر قرار داده و به ارزیابی عملكرد خویش بپردازیم. فردایی بهتر از امروز، اینگونه است كه مقدر و مقدور خواهد بود. از طرف دیگر نمی دانم چرا اعضای شورای مركزی خانه مطبوعات با اهالی مطبوعات یعنی همان كسانی كه ایشان را بدین كار گمارده اند بیگانگی می ورزند؟!
در این دو سالی كه از عمر شورای مركزی فعلی خانه مطبوعات می گذرد هرگز ازاهالي مطبوعات دعوت نشد تا لااقل بخشی از بار سنگین اموراتی از قبیل برگزاری یك جشنواره استاندارد را از روی دوش دوستان بردارند. خانه مطبوعات را از آنرو«خانه» نام نهادند تا صنفي در محدوده اي حقيقي و نه مجازي احساس صاحب خانه بودن كرده و براي ارتقا و سر بلندي اش بكوشد اما ظاهرا جماعت اهل قلم هر دو سال يكبار آنهم نه صاحب خانه كه به عنوان مستاجراني دعوت مي شوند تا با دادن راي اعتماد شان! براي باز هم دوسال ديگر به اين نهاد مشروعيتي بخشند و بروند تا دو پاييز و دو زمستان و دو بهار ديگر!!
این دوستان وقتی بطور انفرادی با همكاران شان مواجه می شوند بسیار خودمانی و بقول عوام جانجانی هستند! اما وقتی در كنار همدیگر و در استایل شورای مركزی خانه مطبوعات جمع می شوند انگار فاصله ای پر نشدنی میان امثال ما و ایشان وجود دارد! چرا چنین است را جداً نمی دانم. اما این نكته روشن است كه همین فاصله ها است كه باعث می شود بسیاری از امور پر اعوجاج تحقق يابند.
جشنواره مطبوعاتی كه با دو ماه تأخیر برگزار می شود قاعدتاً بایستی كیفیتی بهتر داشته باشد چون لااقل متولیان مجال بیشتری براي برنامه ریزی داشتند. نگارنده نماینده هیچكس غیر از خودم نیستم و به عنوان یك علاقه مند به ارتقاء مطبوعات استان ضمن خسته نباشید به برگزار كنندگان این جشنواره یا مسابقه یا گردهمایی یا هر اسمی كه می خواهید رویش بگذارید می خواهم این نكته را گوشزد كنم:
برنامه ای را كه زحمت اجرایش را متحمل و متقبل شدند هر چه بود الا جشنواره مطبوعات!
حدود سه هفته قبل در مقاله اي، در همين نشريه و در همين ستون تريبون آزادش خطاب به مسئولان محترم خانه مطبوعات متذكر شديم كه برگزاري انتخابات را به برگزاري جشنواره مطبوعات پيوند زدن و جشنواره را هم به بهانه كمبود بودجه و ... مدام به تاخير انداختن، يعني انتخابات را موكول به محال كردن، يكباره شورا را مادام العمر مي كرديد تا خيال همگان راحت شود! اما اين اعتراض و البته اعتراضات بسياراني ديگر از اهالي مطبوعات بسيار زود نتيجه داد و با تعجلي وصف ناپذير جشنواره اي در قامت مسابقه برگزار شد و در لا به لاي دادن جوايز اعلام گرديد خرداد كه از نيمه گذشت، انتخابات را هم برگزار مي كنند. روز و ساعتش را هم اعلام كردند تا ديگر كسي را، بهانه اي براي اعتراض و شكوه و شكايت نباشد.
اما از دو كار كه مسئولان فعلي «خانه» بايد مي كردند و بهر دليل نمي كردند يعني برگزاري جشنواره و سپس انتخابات شوراي مركزي، يكي را با همه كاستي هايش كه در همين مقاله به بخشي از آن اشارتي كرديم انجام دادند. كم و كاستي هايي كه بدون ترديد ناشي از تاخير ابتدايي و سپس تعجيل ناموجه بعدي بود تاخير و تعجيل وقتي توامان شود كار همين مي شود كه مي بينيم!

تحلیل گران مسایل سیاسی برای سنجش میزان تندروی و یا محافظه کاری جریان های سیاسی دو ملاک عمده دارند. یکی از این ملاک ها مقایسه مواضع گروه ها با یکدیگر است. این روش هر چند چندان مبنای علمی ندارد ، اما به سادگی می توان از این طریق تصویری از سیمای سیاسی کشور ترسیم کرد. روش دیگر رصد کردن جریان های سیاسی، رجوع و بررسی مانیفست و همچنین اتخاذ شیوه ها و چگونگی رسیدن به مقاصدشان است. البته تلفیق هر دو شیوه ، تحلیل گران را جهت ترسیم نقشه سیاسی واقعی کشور بهتر یاری خواهد کرد.
| Jonamoos Browser (آنتی پروکسی قوی) |
|
|---|