اسفند که از نیمه می گذرد همۀ روزها «شب عید» خوانده می شوند. لذا از هم اکنون در شب عید بسر می بریم. نمی دانم چند درصد از مردم در میان اینهمه گرفتاری، مجالی برای اندیشیدن درباره سالی که گذشت می یابند. مجالی و درنگی درباره آنچه شد ولی نباید می شد و قصور هایی که باعث گردید هر آنچه که می باید انجام می گرفت و نگرفت. دیر سالی است که عید برایم رنگ و طعم دوران کودکی را ندارد بی تعارف اصلا آمدنش را هم حس نمی کنم. نمی دانم دلیلش چیست شاید چون بزرگ شده ام. اما مگر عید فقط برای کودکان است؟ آیا بزرگسالان نباید لحظه حلول سال نو همان حس زیبا و منحصر بفرد دوران خردسالی را در وجود خویش احساس کنند؟
نمی دانم شاید این قاعده فقط درباره من صدق می کند و بقیه از هم اکنون که صدای پای نوروز از دورها شنیده می شود...

![]()
پلان اول: مناظره تلویزیونی، نمایندگان فرهنگی دو کاندیدای راه یافته به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مقابل هم به مناظره نشسته اند. مجری برنامه می کوشد تعادل و تساوی را رعایت کند. نماینده هاشمی نه می تواند، هر آنچه در گذشته اتفاق افتاده را نفی کند و نه قادر است وعده های آنچنانی بدهد. آخر خود او عضو کابینه و معاون رییس جمهور وقت (خاتمی) است. از همین رو با موانع و مشکلات «توسعه فرهنگی» آشناست. لذا می کوشد مسایل حوزه فرهنگ را بطور کارشناسانه ایی تحلیل کند. البته بی برنامه بودن کاندیدای رقیب را نیز در این حوزه، بطور ملایم به نقد می کشد. نماینده کاندیدای رقیب اما، هر آنچه در شانزده سال پیش تا آن روز، انجام شده را نقد که نه، حتی نفی می کند. او دورنمایی را ترسیم می کند که سازوکار حصول به آن، مشخص نیست. حرف هایش بیش از آنکه کارشناسانه باشد بوی شعارزدگی می دهد. حتی نکاتی درباره تسامح و تساهل فرهنگی مطرح می کند که با مواضع کاندیدای مورد حمایتش فرسنگ ها فاصله دارد. برنامه خاتمه می یابد. میلیون ها نفر نشسته در منازل خویش، برنامه را می بینند و چند روز بعد باید داوری کنند در باره هر آنچه دیده و شنیده اند...
| Jonamoos Browser (آنتی پروکسی قوی) |
|
|---|